درجهان هیچ چیز کاملا خطایی وجود ندارد، حتی یک ساعت از کار افتاده هم می تواند دو بار در روز وقت دقیق را نشان بدهد. امروز 1396/04/02

برای او که برایمان می نویسد (مطلب جدید)

فرصت را مغتنم شمرده و در اجرای موسیقی سنتی گروه ترنم شرکت نمودم در شروع مراسم، رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی با اهداء لوحی از یک عزیزی تقدیر نمود. ایشان مبلغ ۵۰ میلیون تومان کتاب به کتابخانه مدارس رفسنجان تقدیم کرده بود، حرکتی که بسیار شایسته و قابل تقدیر بود. شخصیتی که تمام کار و زندگی اش با کتاب عجین شده است و هر کسی که سر در گرو کتاب و کتابخوانی و کتاب دانی دارد با ایشان حداقل آشناست.

سید احمد رضا اوحدی حدوداً سی سال است که کتاب فروشی خورشید شب را راه اندازی کرده است و قبل از آن هم سر در گرو همین روال بوده است و از کودکی در بین کتاب های پدر بزرگوارش گشته و خوانده و پرورش یافته است ایشان نیازی به گفتن و نوشتن من ندارد با فروتنی همیشگی به مقوله کتاب عشق می ورزد کتاب می فروشد، می خواند، می نویسد و برای خودمان هم می نویسد و نوشته هایش نشان از وسعت ذهن و معلومات گوناگون دارد او می نویسد و هر هفته می نویسد.

ادامه مطلب »

پیغمبر دزدان در راه موزه (مطلب جدید)

در دفتر زمانه فتد نامش از قلم / هرملتی که مردم صاحب قلم نداشت

و استان کرمان هیچ وقت نامش از قلم نخواهد افتاد چون صاحب قلمان زیادی بخود دیده است و امید است در این های و هوی زندگی های مدرن و گسترش وسایل ارتباطی و فضای مجازی نیز روز به روز بر آنان افزوده شود و این عَلِمِ صاحب قلمی همچنان برافراشته بماند، صاحب قلمانی که تعدادشان زیاد می باشد و یکی از این بزرگان استاد باستانی پاریزی می باشد که هفته قبل روابط عمومی مس سرچشمه همچنان که در تمام فعالیت های فرهنگی پیشتاز هست مراسمی برگزار کردند که جای تقدیر و تشکر دارد، در خبرها خواندم که تصمیم بر این می باشد که خانه استاد در پاریز به موزه تبدیل شود و آثار و وسایل ارزشمند ایشان به آن موزه منتقل گردد که جای بسی خرسندی است، استادی که در جهان شناخته شده و فخر استان کرمان می باشد و عمر پرباری داشته است تالیف و ترجمه بیش از۶۰ کتاب و مقالات متعدد کار آسانی نیست و از عهده کسی برمی آید که زندگی خود را وقف این کار کرده است جالب تر آنکه ایشان در مقاله ای به نام « اقتصاد چوب کبریتی » که در خصوص زنده یاد ایرج افشار نوشته است ایشان را برنامه ریز، دارای پشتکار و… می داند براستی که در زندگی باید این افراد را سرمشق قرار داد و مرتبه علمی و اجتماعی آن ها را ارج نهاد زیرا از سرمایه های این مرز و بوم هستند، استاد ۸۹ سال عمر پر برکت داشت ( ۱۳۹۳ – ۱۳۰۴ ) و در این مدت فعالیت های مختلف علمی، پژوهشی داشت.

ادامه مطلب »

عالِم فقیه، عالَم را فقیر گذاشت و رفت (مطلب جدید)

خبر ناگهانی بود و شوک آور، هنوز صحت و سقم آن را نمی دانستم حدوداً ساعت ۴۰ / ۱۹ دقیقه یکشنبه ۱۹ دی ماه بود که صدای زنگ موبایلم بلند شد و دوستی در آن سوی خط پرسشی از احوال سردار سازندگی کرد و من که از کلاس آمده بودم بیخبر از هر چیز ، پاسخ دادم اطلاعی ندارم و سپس در عرض چند دقیقه تماس ها اضافه و اضافه تر گردید و سریعاً خود را به منزل رسانده و تلویزیون را روشن کردم و با زیرنویس: « آیت ا… هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام پس از یک عمر مجاهدت دار فانی را وداع گفت» مواجه شدم ، گیج و مات و مبهوت ، نه پای رفتن داشتم و نه دل نشستن. هنوز هم که این سطور را می نویسم و ۲۴ ساعت گذشته این خبر قابل پذیرش نیست شب را تا ساعات پایانی با شبکه های تلویزیونی گذراندم و همزمان در شبکه های اجتماعی خبرها را دنبال کردم، براستی که چه سخت است بزرگی را از دست دادن و نمی دانم که چه باید بنویسم و اگر نبود فرصت اندک برای چاپ هفته نامه، قطعاً نوشتن را به وقتی دیگر موکول می کردم، چه بنویسم؟ از گذشته اش که بارها امام جمعه فقید شهرمان از چگونگی فرستادن آن عزیز به حوزه علمیه قم برایم سخن گفته بود، یا از مبارزاتش که بارها و بارها در زندان های ستم شاهی بر حرف و اندیشه خود مقاومت کرده و لحظه ای امامش را تنها نگذاشت ، یا از زحماتش در دفاع مقدس و ریاست جمهوری و ریاست مجلس خبرگان و ریاست مجمع تشخیص مصلحت و…

ادامه مطلب »

تازه‌ به ‌دوران رسیده‌ ها (مطلب جدید)

بر اساس تعریف لغت نامه آکسفورد تازه به دوران رسیده به فردی گفته می شود که بدون داشتن پشتوانه صحیح یا زحمت متناسب با نتیجه به مال یا مقامی برسد. به کلام دیگر به فردی گفته می شود که به تازگی وارد یک طبقه اجتماعی می شود یا شخصی که از طبقه اجتماعی پایین به صورت ناگهانی سرمایه دار یا قدرتمند می گردد. ناصر فکوهی جامعه شناس برجسته کشور نظر خود را در زمین کالاهایی که نو کیسه ها خریداری می کنند اینگونه بیان می کند: سیستم اقتصادی حاکم بر جهان برای یک کالا تنها یک منشا ندارد. مصرف فخرفروشانه و نمایشی به گروه خاصی از کالا مانند خودرو،لباس،لوازم خانگی و لوازم آرایشی مربوط است.

ادامه مطلب »

راهکارهای حل مشکلات آموزش وپرورش استان کرمان (مطلب جدید)

مریم کلانتر (برگرفته از کانال جامعه شناسی علامه)

دانستن مشکلات آموزش و پرورش عام است برای مردمی که هر روز بر جغرافیای استان پهناور کرمان پای می گذارند، نه دانستن بلکه درک و حس آن با گوشت و پوست خود امری ملموس ، مکرر و بهره مند از عینیت است و توده مردم، معلمین، مدیران و دانش آموزان بر مصائب آن آگاهند بدان مبتلا و بر قبض و بسط آن عامل و عامد هستند، مشکلات و رنج های بنیادی و کهنه شده ای مانند : کمبودها، بعضا کم کاری ها ، انگیزه پایین و عدم توجه به برانگیختن انگیزه توسط متولیان امر، و روزمره بودن کارها، نداشتن برنامه مدون و ده ها عنوان خردو کلان که بیان آن ضرورت ندارد و در مقابل حرف ها، قول ها وبرنامه هایی که از بنیانی چندان علمی و اساسی بهره نبرده اند و بعضاً حلال مقطعی می باشند، ارایه چنین راهکارهایی مثال همان  شخصی است که در حال حفر چاه بود، شخصی از او می پرسد خاکهای آن را چکار  می کنی؟ پاسخ می شنود چاهی دیگر حفر می کنم و خاک ها را در آن میریزم و این سیکل معیوب ادامه پیدا می کند، اما نکته مهم اینکه چرا این شیوه عمل می شود.؟

ادامه مطلب »

چشم انداز رمز موفقیت (مطلب جدید)

همه انتظارداریم فرزندانمان موفق شوند و آینده ای درخشان برای خود، خانواده و جامعه رقم بزنند، انتظار بجایی است، موفقیت در زندگی و کار آرزوی هر فردی برای خود و فرزندانش می باشد ولی این یک سو دیدن سکه دردی را دوا نمی کند و موفقیتی را رقم نمی زند و اگر هم منجر به موفقیتی شود آن موفقیت بدون توجه به استعداد، خلاقیت و علم و آگاهی است، موفقیت دور نیست، سخت نیست ، تخیلی نیست، راهش سنگلاخ و سخت نیست، بلکه راهی هموار دارد که فقط باید آن را شناخت و در همان مسیر گام برداشت و شروع آن داشتن یک چشم انداز در زندگی است. ایست، توقف کنید! اگر خود و فرزندان تان چشم انداز زندگی را ترسیم نکرده اید لطفاً هیچ کاری را شروع نکنید و اگر شروع کرده اید ادامه ندهید. در این زندگی پرهیاهو و پراز موانع، تنها راه چاره، داشتن چشم انداز است.

ادامه مطلب »

مشکلات فارغ التحصیلان دانشگاه فرهنگیان استان (مطلب جدید)

یکی از اقدامات اساسی وزارت آموزش و پرورش در سالهای اخیر تأسیس دانشگاه فرهنگر یان است و این امر موجب گردید از بین داوطلبان کنکور افرادی که حتی رتبه های عالی داشتند نیز به سمت انتخاب این دانشگاه گرایش پیدا نمایند که این امر دلایل خاص خودش را دارد: معافیت از خدمت، محسوب شدن دوران دانشجویی جزو سنوات و دریافت مبلغی حقوق و … از مزایای این طرح به شمار می رود، هر چند هم قبلاً بعضی رشته ها در دانشگاه ها گرایش دبیری داشتند و دانشسراها و مراکز تربیت معلم هم وجود داشتند ولی بنا به دلایلی که هیچوقت قانع کننده مطرح نشد آنها حذف و اگر استخدامی هم  وجود داشت با آزمونهای هماهنگ انجام می گرفت ولی طرح دانشگاه فرهنگیان اقدام بجایی بود که هم متقاضیان با رتبه های خوب جذب می شوند و هم در طول دوران تحصیل تعهد و متخصص را با هم فرا می گیرند و این افراد معمولاً از انگیزه بالایی برای شغل مقدس معلمی برخوردارند و دلیل اینجانب هم صحبتی با چند تن از این عزیزان می باشد که هم از نظر علمی و هم انگیزه، شایسته این پست مهم می باشند، چندی قبل   مطلع شدم که پذیرفته شدگان دانشگاه فرهنگیان از همان لحظه قبولی محل خدمتشان مشخص و احکامی برای آنهاصادر گردیده است ولی متأسفانه فقط در استان کرمان مجدداً محل خدمت این عزیزان تغییر کرده است و انگیزه لازم را از این معلمین سلب نموده است.

ادامه مطلب »

دکتر شریفی مرد علم و اخلاق (مطلب جدید)

گر چه از هر ماتمی خیزد غمی / فرق دارد ماتمی با ماتمی.

 ده سال قبل در چنین روزی ( عصر ۲۲ بهمن ۸۵)  مجلس ختم دوست و برادر از دست رفته ام ” دکتر محمد شریفی ” بود،  امروز به همین منظور چند دقیقه ای بر کنار مرقدش نشستم ” یک عالم عشق خفته دیدم در خاک ” ،  پیکر عزیز و بزرگی که ده سال هم نشین خاک شده است،  هنوز باورش سخت است.  برایم الگویی بود،  وصفش در کلمات نمی گنجد فقط باید با او می بودی و درکش می کردی،  از شب گذشته هر چه سعی کردم به یادش مطلبی بنویسم ذهن یاری نکرد و از طرفی نمی توانستم انتخاب کنم در مورد کدام ویژگی اش بنویسم،  اقتصاد خوانده بود و استاد برجسته اقتصادی شده بود ولی برایم استاد بزرگ اخلاق بود،  یکی از مهمترین نقاط برجسته زندگیم آشنایی و دوستی با او بود و در همنشینی با او حظ فراوان می بردم،  در هر سخنش اندرزی می دیدم.  چه زود در آسمان این عالم خاکی درخشید و چه زودتر که غروب کرد،  حیف و صد حیف که خوبان زود می روند،  نمی دانم چه حکمتی هست،  سر تعظیم در برابر رضای الهی فرود می آورم،  قطعا جایگاه او بالاتر از این عالم خاکی بود،  او به شیوه باران پراز  طراوت تکرار بود،  هنوز بسیار سخن برای گفتن داشت که غمگینانه و نابهنگام هجرت کرد،  امشب خاطرات با او بودن را مرور می کردم و در خلوت خود مطالبی از سعدی هم می خواندم این بیت توجه ام را جلب کرد: ” دانی که بر نگین سلیمان چه نقش بود؟ / دل در جهان مبند که با کس وفا نکرد “  یادش و نامش گرامی باد.

بررسی وضعیت ساعت ناکوک میدان ابراهیم (مطلب جدید)

یک زبان دارم دو تا دندان لق

می زنم تا می توانم حرف حق

یادش بخیر، چند سال قبل مش حسین به جلسه ای دعوت شده بود و رأس ساعت به محل می رود ولی با درب بسته ساختمان مواجه می شود به ناچار مشتی به درب می کوبد و صدا می شنود:  «کیه؟» ، «کیه؟». سرایدار در را باز می کند و با چشمانی خواب آلود می پرسد: «چی می گی؟» ، مش حسین سوال می کند:  «مگر ساعت ۱۰ جلسه اینجا نیست؟»  پاسخ می شنود:  «چرا هست» ، مش حسین می گوید: «خوب الآن که ساعت دهه چرا کسی نیومده؟ چرا در را باز نکردی؟»، اون شخص پاسخ می دهد:  «مردم کار دارند مثل تو بیکار نیستند که به موقع بیان». این روال دیگه ملکه ذهن مش حسین شده بود که دیر رفتن به جلسات هم نشان میده که شخص زیاد کار داره و هم نشان میده که کلاس! داره. البته ترک این روال برای مش حسین هر چند سخت بود ولی دیگه جامعه هست و باید همرنگ جماعت شد و اِلا خلاف جریان آب که نمی شه شنا کرد. مش حسین به همین روال اشتباه عادت کرد تا اینکه یک بار وقتی به جلسه رفت جلسه تمام شده بود و یک بار هم که رفت هنوز چند ساعت به شروع جلسه مانده بود وقتی علت را از او پرسیدند گفت: » از آنجا که به لطف مسئولین ساعتی در میدان ابراهیم نصب شده من دیگه ساعتم را دستم نکردم و همیشه روی آن ساعت نگاه می کنم چون هم اسرافه و هم از زحمات آنها قدردانی می کنم تا نگن مردم همیشه نیمه خالی لیوان را می بینند و کارهای انجام شده را نادیده می گیرند دستشون درد نکنه، واقعاً زحمت کشیدن، ولی این دفعه که به جلسه نرسیدم یه بار از این طرف به ساعت نگاه کردم دو و ده دقیقه بود و وقتی رفتم جلسه گفتند تمام شده و یه بار از اون طرف نگاه کردم ده دقیقه به ده بود که خیلی زودتر رفته بودم، کلاً برنامه زندگیم به هم ریخته با این ساعت « پسرعموی مش حسین در این هنگام می گوید:  «پسر عموجان به این ساعت ها اعتمادی نیس، قبلاً ساعت چهار طرفه بود و همه اشتباه می کردند و هر طرف سازی مخصوص خودش را می زد و حالا که هم کوچکتر شده و هم دو طرفه شده حداقل نصف مردم که از اون طرف ساعت را نمی بینند اشتباه نمی کنند و تو هم حداقل مسیرت را طوری انتخاب کن که از اون طرفی که ساعت رو نمی بینی بیایی تا متکی به ساعت میدون نباشی و بتونی روی پای خودت بایستی و…»

ادامه مطلب »

کالبد شکافی جناح های سیاسی ایران «یون» و «یت»

آنچه که امروز به اسم جناحین اصول گرا و اصلاح طلب شاهد هستیم گذشته ای دارند که در این مقال بسیار خلاصه به آن اشاره ای می گردد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی حزب جمهوری اسلامی تشکیل و سپس منحل گردید و در آن ایام همه مردم و مسئولین درگیر جنگ ناخواسته ای که بر ایران تحمیل شد گردیدند و هر یک به سهم خود و بنا بر جایگاه خود در خدمت جنگ قرار گرفتند و آنچه را که شاهد بودیم همکاری و وحدت همگان بود و چیزی جز این انتظار نمی رفت روحانیون در تشکلی به نام « روحانیت مبارز» جلساتی برگزار می کردند در سال ۶۷ و در مجلس سوم کم کم عده ای از آنان با نام « روحانیون مبارز» از آنها جدا شدند و برای نخستین بار دو تشکل به فعالیت پرداختند و افراد سیاسی نیز در قالب همین دو گروه فعال بودند و در بین سیاسیون این دو تشکل با دو پسوند خود یعنی « یون » و « یت » از هم شناخته می شدند به طوری که نگارنده در سال های اولیه خدمت معلّمی که در منطقه شهداد بود با همکاری مواجه شدم که از من پرسید: تو « یونی » هستی یا « یتی » ؟ لازم به ذکر است که جریان « یون » ها توسط مهدی کروبی و« یتی » ها به رهبری مهدوی کنی هدایت می شدند هر چند به گفته یکی از سیاسیون، هنگام این انشقاق نظر امام (ره) هم پرسیده شده بود و ایشان گفته بودند به شرطی که اصول و چارچوب ها را حفظ کنید در تقابل نباشید و تعامل مثبت باشد اشکال ندارد، کم کم روحانیون مبارز به جناح چپ و روحانیت مبارز به جناح راست شناخته شدند. به گفته مصطفی کواکبیان: در مجلس چهارم جمعی از « روحانیون مبارز » رد صلاحیت شدند و اکثر منتخبین آن مجلس از « روحانیت مبارز» بودند به گفته ایشان در مجلس چهارم بحث نظارت شورای نگهبان بود که باید صلاحیت افراد احراز شود ولی در مجلس قبلی بحث این بود که اگر عدم صلاحیت احراز می شد کاندیدا رد صلاحیت می شد.

ادامه مطلب »

آمار بازديد
افراد آنلاين : 1
تعداد مطالب : 160
بازديد امروز : 254
بازديد ديروز : 336
بازديد هفته : 967
بازديد ماه : 4309
بازديد کل : 172675