رمز موفقیت پایبندی به هدف است امروز 1395/09/21

کالبد شکافی جناح های سیاسی ایران «یون» و «یت» (مطلب جدید)

آنچه که امروز به اسم جناحین اصول گرا و اصلاح طلب شاهد هستیم گذشته ای دارند که در این مقال بسیار خلاصه به آن اشاره ای می گردد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی حزب جمهوری اسلامی تشکیل و سپس منحل گردید و در آن ایام همه مردم و مسئولین درگیر جنگ ناخواسته ای که بر ایران تحمیل شد گردیدند و هر یک به سهم خود و بنا بر جایگاه خود در خدمت جنگ قرار گرفتند و آنچه را که شاهد بودیم همکاری و وحدت همگان بود و چیزی جز این انتظار نمی رفت روحانیون در تشکلی به نام « روحانیت مبارز» جلساتی برگزار می کردند در سال ۶۷ و در مجلس سوم کم کم عده ای از آنان با نام « روحانیون مبارز» از آنها جدا شدند و برای نخستین بار دو تشکل به فعالیت پرداختند و افراد سیاسی نیز در قالب همین دو گروه فعال بودند و در بین سیاسیون این دو تشکل با دو پسوند خود یعنی « یون » و « یت » از هم شناخته می شدند به طوری که نگارنده در سال های اولیه خدمت معلّمی که در منطقه شهداد بود با همکاری مواجه شدم که از من پرسید: تو « یونی » هستی یا « یتی » ؟ لازم به ذکر است که جریان « یون » ها توسط مهدی کروبی و« یتی » ها به رهبری مهدوی کنی هدایت می شدند هر چند به گفته یکی از سیاسیون، هنگام این انشقاق نظر امام (ره) هم پرسیده شده بود و ایشان گفته بودند به شرطی که اصول و چارچوب ها را حفظ کنید در تقابل نباشید و تعامل مثبت باشد اشکال ندارد، کم کم روحانیون مبارز به جناح چپ و روحانیت مبارز به جناح راست شناخته شدند. به گفته مصطفی کواکبیان: در مجلس چهارم جمعی از « روحانیون مبارز » رد صلاحیت شدند و اکثر منتخبین آن مجلس از « روحانیت مبارز» بودند به گفته ایشان در مجلس چهارم بحث نظارت شورای نگهبان بود که باید صلاحیت افراد احراز شود ولی در مجلس قبلی بحث این بود که اگر عدم صلاحیت احراز می شد کاندیدا رد صلاحیت می شد.

ادامه مطلب »

نشاط اجتماعی (مطلب جدید)

اکثر افراد از شادبودن روی برگردانده اند چیست و چرا دورهمی ها و شادی های خانوادگی و این قبیل دسته جمعی ها در میان جامعه ما کمرنگ شده است؟

 نقش شادی در زندگی افراد آنقدر مهم است که وقتی کسی بخواهد دعای خیر بدرقه دیگران کند علاوه بر سلامتی، آرزوی شادمانی برای او می‌کند. هر چند در دنیای صنعتی امروز و پیچیده شدن روابط، میزان ناکامی‌ها و فشارهای روانی مردم به قدری زیاد شده که زندگی را به کام برخی تلخ کرده است اما بسیاری از روانشناسان و جامعه‌شناسان نقش تفکر مثبت و عوامل درونی را در ایجاد نشاط فردی و جمعی بسیار تاثیر‌گذار می‌دانند و برخی نیز شرایط اجتماعی را مهم دانسته و لازمه توسعه و پیشرفت یک جامعه را نشاط اجتماعی می‌دانند در واقع آموختن مهارت‌های زندگی و مهارت‌های ارتباطی دو فاکتور مهم در نوع تفکر انسان هستند. به طوری که افراد پس از آموختن این مهارت‌ها نگاهشان به مسائل پیرامون تغییر می‌کند.

ادامه مطلب »

اقتصاد سیاه در رفسنجان (مطلب جدید)

در هر اقتصادی متناسب با نوع قانون و حکومت آن جامعه برخی فعالیت ها مشروع و برخی نامشروع شمرده می شوند فعالیت هایی که در قالب قانون یک کشور قرار نگیرد به اقتصاد سیاه یا خاکستری و یا به تعابیری دیگر: اقتصاد پنهان، غیررسمی، زیرزمینی، اقتصاد غیرقانونی، گزارش نشده، ثبت نشده، غیررسمی و… نامیده می شود.

ادامه مطلب »

سواد چیست و بی سواد کیست (در راستای طرح مبارزه با بی سوادی در استان)

«میزان اطلاعاتی که در دنیای معاصر در طول یک شبانه روز به انسان می رسد مساوی می باشد با تمام اطلاعاتی که در طول عمر یک انسان قرن هجدهمی به او می رسید»  این جمله شاید در نگاه اول قدری اغراق آمیز باشد ولی توسط یکی از متخصصین ارتباطات مطرح شده و نشان دهنده این است که امروزه در عصر ارتباطات که به انفجار اطلاعات معروف می باشد در معرض بمباران دانش و اطلاعات می باشیم، کافیست یک شبانه روز گوشی موبابل و ایمیل خود را چک نکنید و یا سایت ها، نشریات و سایر رسانه هایی را که با آنها ارتباط روزمره داشته اید کنترل نکرده باشید در این حالت به حجم اطلاعات پی خواهیم برد که این حالت موجب گردیده بحث  «اضطراب رسانه ای»  پیش آید یعنی هر یک از ما دچار اضطراب می شویم که آیا می توانیم این اطلاعات را مطالعه کنیم و یا خیر، و بعضی دیگر بحث  «اقتصاد توجه»  را مطرح کرده اند که در این دنیای اطلاعات، انسان دست به انتخاب می زند و قرار نیست که همه اطلاعات را مطالعه کند. از سوی دیگر اگر در زمانی بی سواد به کسی گفته می شد که خواندن و نوشتن نمی دانست سال ها قبل می گفتند بی سواد کسی است که کامپیوتر و زبان خارجه نداند و سپس  «تافلر»  مطرح کرد: «بی سواد کسی است که نتواند دانسته های خود را بدور بریزد و مجدد یاد بگیرید یعنی باید بروز بود» ولی امروزه در دنیای توسعه یافته تعریفی از سواد به صورت عام نمی توان ارائه کرد زیرا سواد انواع متفاوتی پیدا کرده است و باید گفت منظور از سواد چیست؟ سواد رسانه ای، سواد اجتماعی، سواد سیاسی، سواد عاطفی، سواد اقتصادی و ده ها نوع دیگر که جای بحث آن اینجا نیست، آنچه که باعث شد این مرقومه نوشته شود بحث استاندارمحترم در خصوص باسوادی بی سوادان و به دنبال آن دستور فرماندار محترم به دهیاران در خصوص شناسایی افراد بی سواد و برنامه ریزی جهت باسواد کردن آنها، که در جای خود قابل تقدیر و تشکر می باشد. ادامه مطلب »

قصه و غصه پسته

به پاس احترام به دعوتنامه ارسالی از مدیر محترم روابط عمومی مس، عصر پنجشنبه هشتم مهرماه در آیین پایانی جشنواره  «قصه و پسته»  شرکت نمودم، جشنواره ای که به همت انجمن داستان و روابط عمومی مس برگزار گردیده بود و به سهم خود به همه دست اندرکاران باید دست مریزاد گفت، کارهای فرهنگی و هنری عشق می خواهد و پشتکار که همیشه این ویژگی ها در چهره هنرمندان و فرهنگ دوستان رفسنجانی موج می زند، شور و عشق حضور افراد مختلف در این جشنواره ستودنی بود، مراسم منظم و پرمحتوا به پایان رسید و با توجه به اینکه می بایست در جلسه دیگری حضور یابم دقایقی با تأخیر رسیدم و به رسم ادب عذرخواهی کردم و گفتم که جلسه و آیین پایانی جشنواره «قصه و پسته»  قدری طول کشید، یکی از دوستان که از وضعیت آشفتگی و رکود بازار پسته نگران بود به من گفت ای کاش جشنواره «قصه و غصه پسته»  برگزار می شد.  «غصه پسته امروز» در شهرستان رفسنجان موج می زند، اقتصادی تک محصولی که سالیان سال علیرغم بیان کردن آن اقدامی جهت رفع این معضل انجام نشده است، پسته امروز غصه دارد غصه بی آبی و بی کیفیتی آب، غصه هزینه ها، و در نهایت غصه فروش، نمی دانم چه کسی باید پاسخگو باشد؟ آیا راهکاری برای برون رفت از این وضعیت هست؟ جلسات متعدد برگزار می شود ولی آیا در این جلسات راهکاری می توان ارائه کرد؟

ادامه مطلب »

پسته و گنجشک

هفته گذشته مطلبی از کانال تلگرامی جناب جلال پور در فضای مجازی دست به دست می شد با نام « پسته ایرانی و گنجشک چینی»، این نوشته موجب شد عضو کانال شوم و نگاهی به بعضی نوشته ها داشته باشم هر چند شخصیت ایشان برایم محترم می باشد ولی مطالعه مطالب موجب گردید چند نکته ذکر نمایم، قطعاً اگر جوابیه ای از سوی جناب جلال پور به دستمان رسید وظیفه خود می دانیم آن را چاپ نموده و هر گونه قضاوت را به خوانندگان محترم بسپارم.

ادامه مطلب »

ظنز : تصفیه آب آشامیدنی در دکه مش حسین

واقعاً کار اجرایی سخته، چقدر جلسه کارشناسی باید برگزار شود تا بتوان به یک مطلب رسید و بعد اول مشکلات یا بودجه نیست یا برنامه، یا پیمانکار و یا … بالاخره از قدیم هم گفته اند هیچوقت  «چاربند ترازو با هم جور نمی شه»  اینقدر جلسه گذاشتیم تا آب آشامیدنی بدون آرسنیک تهیه کنیم تا به سلامت مردم کمک کنیم حالا اومده اند و گفته اند با این جوشاندن آب آرسنیک از بین نمی ره، خوب چکار کنیم ناگهان پسرعموی مش حسین صدای خود را بلند می کند و می گوید: آقای مش حسین، خودگویی می کنی، قرص هایت را اشتباهی نخوردی، دیشب خواب آشفته ندیدی، چرا اینقدر از قافله عقبی؟

ادامه مطلب »

جشن پسته یا تحریم پسته

شهرستان رفسنجان در شوک بازار پسته روز خوشی ندارد و اقتصادی تک محصولی دارد که شاهد نابودی تدریجی آن می باشیم هر سال نسبت به سال قبل وضعیت وخیم تر می شود رکود تمام بازار را فرا گرفته، علاوه بر رکود کشوری، بازار رفسنجان حال و روزی بدتر دارد تقریباً همه شغل ها تحت تأثیر این محصول هستند و این محصول بدون فریادرسی روزگار می گذراند، چقدر توانمندیم در ارائه گزارش در خصوص خشک شدن درختان، نبود آب، قیمت پایین و… همه عدد و رقم اعلام می کنند.

ادامه مطلب »

ظنز : نامه مش حسین به مسئولین غَلّه

ای نامه که می روی به سویش

از جانب من ببوس رویش

خدمت همه اهالی غَله و آرد و کسانی که نانوایی ها را درجه بندی کرده اند عرض سلام و ادب دارم امیدوارم که حالتان خوب باشد اگر جویای حال من باشید خوبم، ملالی نیست جز دوری شما و آن هم امیدوارم حاصل نشود!! واقعاً چقدر خوشحال شدم وقتی نوه کوچکم روزنامه ای به دکه آورد و برایم خواند که نانوایی ها را درجه بندی کردید به سه نوع طلایی، نقره ای، برنزی، عجب کار خوبی کرده اید یاد جام جهانی و بازی های اون موقع افتادم که چقدر تو سر و کله هم می زدند برای یک مدال، حالا راحت به همه مدال داده اید چقدر خوب که مدال پایین تری ندارید یعنی اگر نانوایی هیچ زحمتی نکشد و یا هر نونی که خواست بپزد حداقل مدال برنز می گیرد ولی بدبخت مجید سوریان چقدر جون کند تا مدال برنز گرفت مدال هم مدال های نانوایی، دستتان درد نکند دستتان را می بوسم یک هفته در دکه با دوستان مشغول بحث کارشناسی! ادامه مطلب »

برگشت به ۲۵ سال قبل

سال های ۶۹ و ۷۰ در منطقه شهداد معلم بودم شهداد یک دانشسرای تربیت معلم داشت که دانش آموزان از سوم راهنمایی می آمدند و چهار سال تحصیل می کردند و با دیپلم آموزش ابتدایی استخدام آموزش و پرورش می شدند و من هم سعادت داشتم دو سال دبیر این دانش آموزان عزیز باشم، راه ارتباطی شهداد مانند امروز نبود و روزانه به جز دو دستگاه اتوبوس و مینی بوس به ندرت ماشینی عبور می کرد فاصله تونل تا سیرچ آسفالت نشده بود و در حال ساخت پل بودند و این باعث می شد که وسایل نقلیه حدوداً ۳ ساعت این فاصله ۹۰ کیلومتر را طی کنند، زمستان که می شد بارش برف در دو طرف تونل مشکلات زیادی به همراه داشت حتی درون تونل نیز یخ های آویزان به شکل قندیل مشکل ساز بود و همچنین تاریکی آن و کف ناهموار، ولی آنچه که لذت بخش بود حضور در جمع این دانش آموزان عزیز که از گوشه و کنار استان جمع شده بودند گهگاهی شب ها هم همنشین آنها در خوابگاه بودم از هر دری سخنی و درد دل و وای از درد غریبی، طبیعی هم بود بچه ها در سن ۱۴ سالگی باید به دور از خانواده زندگی کنند و در این سن جدایی از شهر و خانه خود سخت بود ولی من که طعم سختی های فراوانی چشیده بودم سعی می کردم با اخلاق و رفتار مناسب در حد توان و تا آنجا که نقش معلمی اجازه می داد به عنوان یک دوست در کنار آنها باشم و تجربه خیلی خوبی برایم بود.

ادامه مطلب »

آمار بازديد
افراد آنلاين : 3
تعداد مطالب : 151
بازديد امروز : 10
بازديد ديروز : 228
بازديد هفته : 1439
بازديد ماه : 2918
بازديد کل : 140561