برای دستیابی به موفقیت : 1- بیشتر از دیگران بدان. 2- بیشتر از دیگران کار کن. 3- کمتر از دیگران توقع داشته باش. امروز 1395/07/08

برگشت به ۲۵ سال قبل (مطلب جدید)

سال های ۶۹ و ۷۰ در منطقه شهداد معلم بودم شهداد یک دانشسرای تربیت معلم داشت که دانش آموزان از سوم راهنمایی می آمدند و چهار سال تحصیل می کردند و با دیپلم آموزش ابتدایی استخدام آموزش و پرورش می شدند و من هم سعادت داشتم دو سال دبیر این دانش آموزان عزیز باشم، راه ارتباطی شهداد مانند امروز نبود و روزانه به جز دو دستگاه اتوبوس و مینی بوس به ندرت ماشینی عبور می کرد فاصله تونل تا سیرچ آسفالت نشده بود و در حال ساخت پل بودند و این باعث می شد که وسایل نقلیه حدوداً ۳ ساعت این فاصله ۹۰ کیلومتر را طی کنند، زمستان که می شد بارش برف در دو طرف تونل مشکلات زیادی به همراه داشت حتی درون تونل نیز یخ های آویزان به شکل قندیل مشکل ساز بود و همچنین تاریکی آن و کف ناهموار، ولی آنچه که لذت بخش بود حضور در جمع این دانش آموزان عزیز که از گوشه و کنار استان جمع شده بودند گهگاهی شب ها هم همنشین آنها در خوابگاه بودم از هر دری سخنی و درد دل و وای از درد غریبی، طبیعی هم بود بچه ها در سن ۱۴ سالگی باید به دور از خانواده زندگی کنند و در این سن جدایی از شهر و خانه خود سخت بود ولی من که طعم سختی های فراوانی چشیده بودم سعی می کردم با اخلاق و رفتار مناسب در حد توان و تا آنجا که نقش معلمی اجازه می داد به عنوان یک دوست در کنار آنها باشم و تجربه خیلی خوبی برایم بود.

ادامه مطلب »

جمعیت خروشان چون رود اروند (مطلب جدید)

هنوز چند دقیقه ای به نیمه شب پایانی پنجشنبه ۲۸ مرداد ۹۵ باقی مانده است و نمی دانم که آیا می توانم آنچه را که از عصر امروز ذهنم را مشغول کرده است روی کاغذ بیاورم یا خیر؟ به دنبال اعلام خبر هجرت بی بی فاطمه هاشمی مادر گرانقدر شهیدان زینلی، عصر امروز توفیق حضور در مجلس ختم آن بزرگوار نصیبم شد، خانواده و بستگان به عنوان صاحب عزا جلو درب ورودی ایستاده بودند و چند قدم جلوتر تمثال شهیدان محمدحسین و حاج مجید به استقبال آمده بودند، آمده بودند تا جبران کنند استقبالی که مادر هنگام شهادتشان داشت، در این مراسم همه آمده بودند یعنی می آمدند و می رفتند، جای جای مسجد جامع همرزمان آن شهدا نشسته بودند جمعیت همچون رود خروشان اروند موج می زد هر چند که گذشت زمان رنگ سفیدی بر موها پاشیده بود ولی قلبشان به پاکی دوران دفاع مقدس آنها را در این مکان جمع کرده بود، به درب مسجد نگاه می کردم لحظه ای به خود گفتم جای حاج مجید و محمدحسین در کنار صاحبان عزا خالیست ولی قدری اندیشیدم و حرف احساسی خود را پس گرفتم چون آنها هم حضور داشتند ولی چشم من قادر به دیدن آنها نبود آنها عند ربهم یرزقونند و گلچین روزگار از ما خاکیان جدایشان نموده است آری شهدا امامزادگان عشقند خوش به سعادتشان که نماندند تا مثل بعضی از ما اسیر دنیا شوند.

ادامه مطلب »

رئیس جمهور حقوق دان (مطلب جدید)

«من یک حقوق‌دان هستم».این جمله حسن روحانی در انتخابات ریاست‌جمهوری‌اش بود.حسن روحانی فارغ‌التحصیل رشته حقوق است.او کارشناسی خود را در رشته حقوق از دانشگاه تهران دریافت کرده است، کارشناسی ارشد خود را در رشته حقوق عمومی و مدرک دکتری خود را از دانشگاه کلدونیان گلاسکو اسکاتلند در رشته حقوق اساسی اخذ کرده است و در سال ۱۳۸۶ از کانون وکلا به‌عنوان وکیل پایه‌یک دادگستری پروانه وکالت دریافت نمود. شایان‌ذکر است روحانی علاوه بر حوزه نظری،علمی و آکادمیک پنج دوره نمایندگی مجلس شورای اسلامی را همچنین در کارنامه خود دارد.

ادامه مطلب »

فشنگ بیت المال (مطلب جدید)

جهانگیر صدایش می زدیم نسبتاً چاق و سبیلی بلند داشت اما قلب نازک و مهربان، بعد از اتمام خدمت سربازی با تعدادی از دوستان به جبهه آمده بودند اکثراً سواد نداشتند و یا اندک سوادی داشتند و وظیفه نوشتن و خواندن نامه هایشان بر عهده من بود جمعی مهربان و با صفا بین آنها احساس غریبی نمی کردم. روزی به آنها ملحق شدم که در یاد و خاطره همه مانده است و از صفحات تقویم محو نخواهد شد.

ادامه مطلب »

روحانی پاشنه آشیل ندارد

« پاشنه آشیل» دلالت بر ضعفی دارد که منجر به شکست و نابودی می شود، ریشه آن را باید در افسانه های یونان جستجو کرد، « آشیل»  مشهورترین قهرمان افسانه های یونان است.

 «آشیل»  کودک بود که شخص پیشگویی گفته بود که در جنگی بر اثر اصابت تیر کشته خواهد شد مادرش او را به سمت رودخانه ای برد که معتقد بودند اگر کسی در آن شسته شود دارای قوه آسیب ناپذیری خواهد شد لذا فرزند خود را داخل آب فرو برد و فقط پاشنه پای او را که گرفته بود داخل آب برده نشد لذا فقط پاهای او آسیب پذیر باقی ماند و نهایتاً در جنگ معروف « تروا» که دشمنان از کشتن او عاجز شده بودند تیر زهرآلودی به پاشنه پای او زدند و او را کشتند، و این اصطلاح در محاورات گوناگون به معنای نقطه ضعف فرد، گروه و جامعه مطرح می شود که منجر به ضرر و شکست شود. هرچند که هنوز تا انتخابات ریاست جمهوری زمان زیادی مانده و از دیدگاه کلی هرگونه بحث له یا علیه رئیس جمهور فعلی زود می باشد ولی از آنجا که مخالفین دولت بحث های گسترده ای را در فضای مطبوعاتی، مجازی و تریبون های خود همچنان ادامه می دهند و هر روز بر این میزان افزوده می شود این یادداشت در جهت تأمل در این موضوع نوشته شده است.

ادامه مطلب »

طنز: وام ازدواج چهارم

در خبرها آمده بود که: « تاریخ و تعداد ازدواج از شرایط وام ازدواج حذف شد»

به دنبال چاپ این خبر روزی از روزها مش حسین صندوقچه قدیمی خود را خالی کرده بود و در به در به دنبال چیزی می گشت، پسرعمویش که تازه از راه رسیده بود می گوید: آهای مش حسین کجایی؟ اصلاً تو باغ نیستی چندبار سلام کردم انگار نه انگار که من کی هستم این چه وضعیه؟ صله رحم را که فراموش کردی و سری به اقوام نمی زنی که هیچی وقتی تو خونت هم میاییم تحویل نمی گیری، همیشه تو خود هستی مگر چی گم کردی؟ اگه یه کسی سند شش دانگ یه کشور را گم کرده باشه این کار رو نمی کنه، اصلاً ای کاش تو هم مرده بودی و بزرگ خاندان نبودی ….

ادامه مطلب »

هدایت تحصیلی یا اجبار تحصیلی

در پایه دهم  دانش آموزان باید رشته خود را برای سه ساله متوسطه دوم و به دنبال آن رشته دانشگاهی انتخاب کنند و قطعاً آینده شغلی این عزیزان در گرو آن است.  با توجه به تغییر نظام آموزشی و اجرای سیستم ۳ – ۳ – ۶ برای اولین سال است که پایه دهم اجرایی می شود ولی این انتخاب رشته با اعتراضات عدیده والدین مواجه شده است و کانون گرم خانواده ها این روزها محل جنگ اعصاب و استرس شده است والدین هدایت تحصیلی به دست از مدرسه به اداره و سپس به سمت اداره کل آموزش و پرورش استان کرمان در رفت و آمد هستند ،نکته عجیب این است که بعضی از این دانش آموزان حتی با نمرات و معدل بالای ۱۸ و علی رغم علاقه ای که به رشته های تجربی و ریاضی دارند متأسفانه در این رشته ها نمی توانند ثبت نام کنند.

ادامه مطلب »

جگرگوشه های مردم را دریابید

در حاشیه مشکلات آموزش و پرورش استان کرمان

آموزش وپرورش سنگ زیربنای هر جامعه ای و آینده در گرو نحوه فعالیت این نهاد آموزشی است در بررسی تطبیقی کشورها مشاهده می شود که کشورهای توسعه یافته از نظام آموزشی با کیفیت برخوردار هستند ولی متأسفانه در کشور ما خصوصاً استان کرمان علی رغم فعالیت های خوبی که انجام شده هنوز امکانات اولیه جهت تعلیم و تربیت وجود ندارد، از مدارس غیراستاندارد، امکانات کم و… گرفته تا کمبود معلم که رکن اساسی یک نظام آموزشی است، وقتی مدیرکل آموزش و پرورش استان کرمان از کمبود ۲۶۰۰ نیرو در استان و مدیر آموزش و پرورش رفسنجان از کمبود ۶۰۰ معلم سخن می گویند باید اندیشید که چه جوابی به دانش آموزان و والدینی داریم که دل به این نظام آموزشی بسته اند؟ سخنان مدیرکل به این هم ختم نشده، ایشان اعلام نمود که ۸۰۰ فضای آموزشی فرسوده و تخریبی در استان وجود دارد و در حوزه نوسازی در سال گذشته ۳۶۰ میلیارد ریال سهم استان بوده که اعتبار ناچیزی است واقعاً اگر در این فضاهای فرسوده اتفاقی برای عزیزان دانش آموز بیفتد چه پاسخی به وجدان خود، والدین و جامعه داریم؟ کما اینکه در چند سال قبل در یکی از شهرستان ها همانطور که دانش آموزان از کلاس بیرون رفتند سقف آن ریزش کرد اگر چند لحظه قبل و یا چند دقیقه بعد این اتفاق افتاده بود چه عزیزانی که از دست می رفتند و چه خانواده هایی در فراغ می سوختند.

ادامه مطلب »

به خود متکی باش نه میز کاکو!

در دوران دانشجویی در شهر شیراز یکی از مهمانان را جهت بازدید از مجموعه سعدیه و عرض ارادت به آن شاعر گرانقدر همراهی می کردم .در قسمت میانی مجموعه به عکاسی برخورد کردم که میزی روبروی خود نهاده بود. در زیر شیشه میز جمله ای نوشته بود که توجه مرا جلب کرد:  «به خود متکی باش نه به میز کاکو» . درباره فلسفه وجودی این جمله از او سوال کردم و او گفت : بعضی افراد خسته می شوند  و به این دلیل که کنار میز جایی برای نشستن نیست ، هنگام صحبت کردن ویا عکس گرفتن به میز تکیه می کنند و این عمل آنها باعث شکسته شدن چندین  باره شیشه شده است ، هرچند که کاربرد این جمله در آنجا مشخص بود  ولی معنایی عمیق تر چه در زندگی فردی و چه اجتماعی به ذهن خطور می کند  و آن متکی بودن به دیگران و متکی بودن به میز  است .متکی بودن به دیگری به این معنا است که بقا واستواری به دلیل وجود دیگری باشد و کنار رفتن آن سقوط را به دنبال داشته باشد. موضوع متکی بودن و نداشتن استقلال را می توان از ابعاد مختلفی مورد بررسی و تامل قرار داد ولی از منظر سیاسی و مدیریتی بررسی آن جالب می باشد چه بسا افرادی که به دیگران متکی می شوند و در نگاه دیگر افرادی که به میز متکی می باشند البته منظور جسارت به سلسله مراتب اداری و رعایت آن توسط افراد نمی باشد بلکه منظور کسانی است که با چاپلوسی و بوقلمون صنعتی و چند رنگ بودن خود را به دیگری نزدیک می کنند و با چنگ و دندان درصدد حفظ موقعیت خود و یا به فکر ارتقایی کاذب می باشند اینان بی چون و چرا مقابل را می پذیرند و تأئید و تحسین می کنند و حرفی می زنند و کاری انجام می دهند که ایشان را خوش آید.

ادامه مطلب »

سرمشق از بزرگان

هر چند روزها از پی هم می گذرند و نشانی از خود باقی نمی گذارند و همه چیز محو و فراموش می شود ولی بعضی مواقع نقاطی روشن در گذشته تاریک ذهن سوسو می کنند و آن خاطراتی است که می مانند و احتمال فراموشی آنها کم است انگار همین دیروز بود پاییز یا زمستان ۷۸ پس از چند سال مستأجری صاحب منزلی در شهرک فرهنگیان شدم هر چند هنوز از نعمت برق و تلفن و گاز … بی بهره بودیم و با استفاده از انشعاب برق شرکت تعاونی مسکن به همراه چند خانواده دیگر در آنجا زندگی می گذراندیم ولی خداوند را شاکر بودم که پس از عمری کار و زحمت صاحب منزلی شده بودم و ته مانده وسایلی که از چند جا به جایی جان سالم بدر برده بودند دیگر آرامش گرفته بودند شبی از شب ها که در فکر مشکلات موجود زندگی با ذهن خود کلنجار می رفتم و آشفتگی ذهنی خواب را از چشمم ربوده بود تلویزیون را روشن نمودم و همانطور که دکمه های کنترل، زیر انگشتان دست، شبکه های سه گانه را جا به جا می کردم گفتگوی یک مجری با یک خانم در شبکه دو توجه ام را جلب نمود و پس از چند دقیقه خود را بیننده برنامه ای دیدم که مهمان آن خانم دکتر الهی قمشه ای بود هر چند بعدها پی بردم که او محقق، شاعر و… بزرگی است ولی آن شب جملات زیبایش در مورد امید و قناعت برایم جذاب بود و دریافتم ایشان دارای دانشی بالا، حافظه ای قوی، هوشی سرشار و با قدرت بیان عالی می باشد و این شروعی شد که شنونده سخنان، خواننده مصاحبه ها و مطالب ایشان شوم سخنان وی در آن شب تا ساعت ۵ / ۱ بامداد به طول انجامید دیالوگ ایشان و مجری در پایان برنامه با این محتوا پایان بخش برنامه شد:

ادامه مطلب »

آمار بازديد
افراد آنلاين : 2
تعداد مطالب : 142
بازديد امروز : 401
بازديد ديروز : 342
بازديد هفته : 1218
بازديد ماه : 5146
بازديد کل : 127227