با ترديد تصميم نگيريد و چنانچه تصميم گرفتيد ترديد نکنيد. امروز 1397/08/27

Archive for اکتبر, 2014

مدیرانی که «دلِ» سوزند نه دلسوز

مدیریت یک علم است و چارچوب مشخص به خود را دارد و دارای گرایش ها و تخصص های گوناگون است و علاقمندان به آن در تخصص مورد علاقه به تحصیل ادامه می دهند یعنی همه اجزاء آن براساس تحقیقات و پژوهش های مختلف بصورت ریز اصول خاصی دارد . از برنامه ریزی ، سازماندهی ، هماهنگی گرفته تا نظارت و … این جنبه ی علمی و نظری مدیریت است، اما وقتی شخصی حتی با تخصصی عالی در علم مدیریت روی صندلی ریاست می نشیند نمی تواند و نباید کتاب های گوناگون مدیریتی را روی میز خود بگذارد و برای هر کار یک قاعده و قانون نوشته شده انتخاب کند، زیرا در کشورهایی که حتی ادعای مدیریت علمی هم دارند باز استثنائات و مواردی هست که حیطه ی تصمیم گیری مدیر در آن محدوده انعطاف پذیر است و مهمترین دلیل آن این است که مدیریت مانند سایر علوم انسانی سر و کارش با انسان است و از آنجا که انسان ها به علت تفاوت های فردی با یکدیگر متفاوتند، می طلبد که رفتارهای گوناگون با آنها وجود داشته باشد که در اینجا منظور نحوه ی برخورد مدیر هم با همکاران و هم ارباب رجوع می باشد که مدیر باید از ظرافت های خاص در برخورد با افراد متفاوت استفاده نماید.

ادامه مطلب »

حقوق فرهنگیان در بانک کشاورزی (طنز)

مش حسین چند وقتی است که در اثر عوارض زندگی شهرنشینی افسرده شده، فقط گهگاهی درب دکه را باز می کند دوستان دور و بر هم جمع می شوند، از هر دری سخن می گویند ولی او ماتم زده همه را نگاه می کند. هر قدر هم که دوستان اصرار می کنند که وضعیت روحی خود را درمان کند بشدت مخالفت می کند. حتی پسرعموی او می گوید اگر به سیستم درمان رفسنجان اعتماد نداری بیا بریم یزد کرمان، اما او اصلاٌ خود را مریض نمی دونه، روزی از روزهای اوایل پاییز که محفل دوستان گرم بود خبری نقل مجلس بود که: «فرهنگیان باید در بانک کشاوزی حساب باز کنند تا حقوقشان را از آن بانک دریافت کنند» ، با شنیدن این خبر ناگهان مش حسین آنقدر خندید که از هوش رفت و از آنجا که می گویند: «خنده بر هر درد بی درمان دواست» باعث شد که افسردگی مش حسین درمان شود، دیگه ناگهان مثل سابق شروع به نطق کرد اون هم از نوع نطق های پیش از دستور، همه سراپا گوش و مش حسین هم مثل «طوطی داستان معروف مولانا که از شیشه روغن ریخته بود و ناگهان با دیدن فردی شروع به حرف زدن کرد» شروع به حرف زدن کرد: آفرین! احسنت به وزارت آموزش و پرورش، چه تصمیم کارشناسانه ای !! چند سال حقوق از بانک ملی می گرفتید چه گلی به سرشان زد، لااقل بانک کشاورزی وام سرمازدگی!!، گرمازدگی!!، طوفان زدگی!!، و … می دهد، نمی بینید همه کشاورزان چه وضع خوبی دارند اینها همه از دولتی سر بانک کشاورزی است، بانک ملی شعارهایش این بود که هم «حافظ پول شماست»و هم«هر جا سخن از اعتماد است نام بانک ملی می درخشد»حالا نمی دانیم شعار و سمبل بانک کشاورزی چیست.

ادامه مطلب »

آمار بازديد
افراد آنلاين : 2
تعداد مطالب : 345
بازديد امروز : 201
بازديد ديروز : 824
بازديد هفته : 3135
بازديد ماه : 7420
بازديد کل : 330396