درجهان هیچ چیز کاملا خطایی وجود ندارد، حتی یک ساعت از کار افتاده هم می تواند دو بار در روز وقت دقیق را نشان بدهد. امروز 1397/04/29

Archive for سپتامبر, 2015

متوسل به «دل» شدیم، «سر» را فراموش کردیم

«روشنگری، کوششی شجاعانه است که در حکم بلوغ و کمال انسانی به شمار می آید، نقطه ی عطفی است در بیان روزگار مدرن و آدمی در این روزگار خود را فاعل یا شناسنده می داند و چاره ای جز این ندارد تا خرد خود را به کار گیرد و جایگاهش را در زندگی اجتماعی بازشناساند …»

انسان روشنگر، ناچار از پذیرش مسئولیت خردورزی و کنش مستقل خود می باشد و از انجام این وظیفه نیز راه گریزی نیست که در زمان حال یا در مقابل مشکلات و معضلات در خود احساس مسئولیت نماید و برای شناخت آنچه سبب ساز کژی ها و ناراستی هاست بکوشد و راهی بیاید برای درک روزگار خود، انسان روشنگر قدرت مکالمه با فرهنگ گذشته و انتقال آن فرهنگ را به زبان حاضر در خویش جستجو می کند به قول جلال الدین مولوی:

« ای دل آنجا رو که با تو روشنند

از بدیها بر تن تو جوشنند »

ادامه مطلب »

سامان دهی اتباع توسط مش حسین

«مجوز کار اتباع عراقی در استان کرمان صادر شد، مدیرکل اتباع خارجی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی با اعلام این خبر افزود: آن ها باید مبلغ دو میلیون و ۸۷۵ هزار ریال به حساب اعلام شده بپردازند و …»  این خبر درج شده در شماره قبلی هفته نامه مهرآور محل بحث و جدل اعضا حاضر در دکه مش حسین بود اینقدر این موضوع شدید و بحث برانگیز شده بود که روابط عمومی دکه تصمیم گرفت به جای تنظیم خبر، خود موارد مطرح شده در این گفتمان را عیناً درج نماید و هیچ مسئولیتی متوجه روابط عمومی نباشد.

مش حسین: عجب! بعد از اتباع افاغنه، عراقی ها هم دارن میان «به به گُل بود به سبزه هم آراسته شد» ، « هر دم از این باغ بری می رسد»  ، « کرم نما و فرودآ، که خانه خانه توست».

ادامه مطلب »

جناب استاندار حق رفسنجان را بدهید

بعد از سال ها کار مطبوعاتی هنوز هم به شدت معتقدم که رسانه ها بهترین واسطه بین مردم و مسئولین هستند هر چند که مسئولین در حد حرف به این گفته اعتراف ولی در عمل کارنامه قابل قبولی ندارند، نمی دانم مطالب را نمی خوانند یا اهمیت نمی دهند ولی همیشه سعی نموده ام به عنوان یک شهروند مطالبی که به ذهنم می رسد را بر روی کاغذ آورده و چاپ کنم و حداقل با دو نکته خودم را قانع می کنم اولاً: احساس می کنم وظیفه خود را انجام داده ام و به مصداق داستان معروف مجنون که بر روی ریگ بیابان نام لیلی را حک کرده بود، وقتی از او می پرسند چیست این؟ پاسخ می دهد :  «مشق نام لیلی می کنم، خاطر خود را تسلی می کنم»  حداقل خاطر خود را تسلی می دهم که وظیفه ام را انجام داده ام، حال کسی توجه کرده یا نه؟ نمی دانم ثانیاً: این مکتوبات سال ها بعد به عنوان سندی می مانند و آیندگان قضاوت می کنند که متولیان امر تا چه حد به آنها توجه کرده اند؟ و جا دارد بگویم که یکی از مشکلات و پاشنه آشیل مسئولین همین توجه نکردن به انتقادات و مطالبی است که دیگران عنوان می کنند باشد که آنها نیز با توجه به این مشکلات از آزمایش خود سربلند بیرون آیند به همین منظور وظیفه خود دانستم در خصوص کم شدن بودجه امسال شهرستان رفسنجان در مقابل شهرستان های دیگر چند نکته به عرض برسانم امید که گوش شنوایی باشد.

ادامه مطلب »

بیکاری و انتظارات بی‌جا از آموزش ناقص

در دوران نوجوانی همسایه‌ای داشتیم که در سن بالا چند بار آزمون گواهینامه داده بود ولی موفق به دریافت نشده بود، خدا رحمتش کند تعریف می‌کرد و می‌گفت در جاده کرمان پلیس‌راه از ایشان گواهینامه خواسته بود، او با شوخ‌طبعی همیشگی که داشت خطاب به پلیس‌راه گفته بود: » شما به من گواهینامه‌ای داده‌اید که از من می‌خواهید« امروز، حکایت انتظار مسئولین از فارغ‌التحصیلان آموزش عالی چیزی شبیه اتفاق فوق هست، همه دم از این می‌زنند که: استخدام ندارد، دولت باید چابک شود، بخش خصوصی باید فعال شود، جوانان باید دنبال کارآفرینی باشند و حرف‌هایی از این قبیل که هرچند ممکن است درست باشند تجربه کشورهای پیشرفته هم گواه همین روال است اما ذکر چند نکته لازم و ضروری است:

ادامه مطلب »

هفته اعتصاب

چندی است در رفسنجان شاهد اعتصاب و اعتراض در بین بعضی اقشار و اصناف هستیم، یک روز شاهد تجمع فرهنگیان در اداره آموزش و پرورش و جلو فرمانداری، روز دیگر بعضی اعتراضات اصناف مربوط به میزان مالیات، زمانی تحصن دو روزه جهت مقابله با حضور افاغنه و از دست رفتن فرصت های شغلی، تحصن اخیر تعدادی از کارکنان مس به علت تبعیض و وضعیت معیشتی، اعتراض ۵۰۰ نفر از کارکنان شرکتی وابسته به مس در جلو مجلس و …

ادامه مطلب »

استخدام آموزش و پرورش،امیدی که به ناامیدی تبدیل شد

بیکاری در جامعه کم کم  به سمت بروز یک بحران  نزدیک می شود و در کمتر  خانواده ای شاهد هستیم  که افراد تحصیل کرده  بیکار وجود نداشته باشد  جوانانی که با هزار امید و آرزو در مقاطع مختلف آموزش عالی در رشته های مختلف و سختی های فراوان تحصیل کرده و با گرفتن مدرک هنوز سر سفره خانواده می نشینند و علاوه بر گذران عمر چند ساله در دانشگاه ها، هیچ امیدی به تأمین شغل در آینده ندارند و روزها به دنبال اطلاعیه ی دعوت به همکاری و ارائه رزومه و ثبت نام در جاهای مختلف هستند ولی هر بار دست خالی بر می گردند.

به راستی آیا هیچکدام از مسئولینی که توانی جهت استخدام و به کارگیری این جوانان عزیز دارند با دغدغه بیکاری فرزند خودشان دست به گریبان هستند؟ و یا با هر رابطه شغلی، مجوز شرکتی و … برای فرزند خود دست و پا کرده اند؟

قطعاً اینان که در بیرون از گود نشسته و می گویند شغل دولتی نیست و باید به دنبال مشاغل خصوصی رفت دغدغه شغل برای فرزندانشان ندارند و الا اقدامی انجام می دادند

از قدیم هم گفته اند که: « سیر به فکر گرسنه نیست » …

ادامه مطلب »

استخدام جهت دکه مش حسین

یک زبان دارم دو تا دندان لق

 می زنم تا می توانم حرف حق

بعدازظهر یک روز تابستانی که پسرعموی مش حسین به دکه مراجعه می کند تا در جمع دوستان به بحث و بررسی مهمترین مسائل داخلی و خارجی دکه بپردازند مشاهده می کند که یک آگهی استخدام با عنوان:  «مش حسین ۱۰ هزار نفر استخدام می کند»  مواجه می شود و یک دفترچه حدوداً ۵۰۰ برگی نوشته شده که حاوی رشته ها، عناوین، تعداد مورد نیاز و … بود و هر چه سوال می کند دوستان آنچنان محو دفترچه بودند که اصلاً متوجه حضور ایشان نبودند یک مرتبه ایشان با داد و فریاد، توجه بقیه را به خود جلب می کند که: «آهای، چه خبر؟ به به چکار می کنید؟

چند روز نبودم رفته بودم هفته فرهنگی کرمان در تهران!، از همه جا بی خبرم، مگر من مسئول روابط عمومی دکه نیستم بدون خبر و اجازه از من به چه حقی آگهی چاپ می کنید؟

استخدام چیه؟ اصلاً مگر این دکه بخش خصوصی نیست که باید با حداقل نیرو کار کند؟

ادامه مطلب »

دکه مش حسین محور گردشگری می شود

پسرعموی مش حسین نزدیک دکه شد و دید مش حسین یه مشت کاغذ جلوی خود پهن کرده و به سبک چهار بیتوهای  قدیم داره آواز می خونه:

«هر آن چیزی که در صحرا نهادیم

تو زیبا بین که زیبا نهادیم»

پسرعمو خطاب به مش حسین گفت:  «این ها چیه؟، چه کار می کنی، چی می خونی ؟»

ادامه مطلب »

بزنید! اما بر سرش نزنید …

هر کسی می تواند بر اعمال خود حاکم باشد، هیچ کس نمی‎تواند بر عقاید، افکار، اندیشه و احساسات خویش حاکمیت مطلق داشته باشد، بسیار اتفاق می افتد که در مورد یک موضوع هر فرد، با فرد دیگر عقاید متضادی دارد، اگر قرار باشد به خاطر عقیده ی مخالف یا نگرش متفاوت افراد با هم دست به مبارزه، نزاع و درگیری بزنند، دنیا دیگر تحمل نسل بشر را نمی توانست داشته باشد.

در بُعد ملاحظه ی مسائل مادی و معنوی، چیزهای کوچک را از نزدیک بهتر می توان دید اما مسائل بزرگ با ابعاد درست خود تنها از دیدگاهی مسلط تر پدیدار می شوند و با گذشت زمان نیرو می گیرند و با دور شدن فاصله اوج می یابند؛ این کوچک و بزرگ بودن یا به عبارتی خرد و کلان در موضوعاتی با تحول و تغییر روبروست به گونه ای که مسائل و موضوعات کوچک اثرات کلان و بزرگ در بستر اجتماعی و تاریخی و در مواردی جغرافیایی به وجود می آورند و در این فاصله هاست که جامعه شناسی تار و پود خود را شکل می دهد.

ادامه مطلب »

آمار بازديد
افراد آنلاين : 1
تعداد مطالب : 285
بازديد امروز : 52
بازديد ديروز : 469
بازديد هفته : 1744
بازديد ماه : 6794
بازديد کل : 274230