اگر در اولین قدم موفقیت نصیب ما میشد سعی و تلاش دیگر مفهومی نداشت. امروز 1396/12/00

Archive for ژوئن, 2016

از خوب حرف زدن تا حرفِ خوب زدن

گویند ملانصرالدین دسته کلید خود را در کوچه گم می کند ولی در خانه دنبال آن می گردد و خیلی هم خوب و با دقت همه جا را می گردد، وقتی از او سوال می شود مگر دسته کلید را اینجا گم کرده ای ؟ پاسخ می دهد که خیر، ولی اینجا روشن است و کوچه تاریک، نویسنده یکی از کتب مدیریت در غرب، داستان فوق را در ابتدای کتابش آورده و این نتیجه را گرفته که ملانصرالدین « کارش را خوب انجام می داده » ولی « کار خوب انجام نمی داده »، این وضعیت شوربختانه در حرف زدن نیز صدق می کند و افرادی هستند که خوب و خوشمزه حرف می زنند و شنونده از گفته های آنها خسته نمی شود هرچند که تکرار مکررات باشد.

ادامه مطلب »

سیاست و راستگویی

گویند: چرچیل از کنار مقبره ای می گذشت که روی آن نوشته بود: اینجا آرامگاه مردی « راستگو» و « سیاستمداری» بزرگ است، او گفت: اولین باری است که می بینم دو نفر را در یک قبر دفن کرده اند.

ادامه مطلب »

سرطان اجتماعی فساد

کتابی با عنوان « سرطان اجتماعی فساد » توسط دکتر فرامرز رفیع پور استاد جامعه شناسی دانشگاه شهید بهشتی به رشته تحریر در آمده است که حاصل یک تحقیق علمی است. این کتاب رتبه هایی نیز در جشنواره های مختلف کسب کرده است درباره اهمیت این کتاب می توان گفت  از آنجا که نتیجه تحقیقی علمی است. ارزش خاص خود را دارد، نگارنده در این مطالعه هم به بخش خصوصی پرداخته و هم دولتی .وی در تعریف  فساد  آورده است: « سوء استفاده از کالاها و امکانات دولتی و مردمی توسط مأمورین دولتی برای بهره گیری خصوصی » و ابعاد آن را شامل: اختلاس، کلک های اقتصادی، باج گیری، امتیاز دادن و…

ادامه مطلب »

جناب دلاوری؛ ما ز یاران چشم یاری داریم

در هفته گذشته خبری در قالب مصاحبه و البته بسیار مبتدی در یک سایت و همچنین شبکه های اجتماعی پخش گردید که ظاهراً مصاحبه ای بود با جناب دلاوری مشاور فرهنگی مدیر عامل شرکت مس ایران و رئیس هیأت مدیره مس کرمان، تا آنجا که ذهنم یاری می کند چند نکته در این مصاحبه وجود داشت که ابتدا این نکات ذکر و سپس مطالبی خطاب به این برادر ارزشمند بیان می کنم تا حداقل قدری از رسالت مطبوعاتی خود را در این خصوص انجام داده باشیم.

در مطالب بیان شده ایشان مطرح کرده اند که: « در سال های گذشته قدر حمایت صنعت مس و سرمایه گذاری آن در این زمینه داشته نمی شد بلکه این حمایت گاهی وجه المصالحه دعواهای درون منطقه ای و رقابت های کاذب بین گروه ها شده است، به مسئولین هم اعلام کرده ایم که اگر درباره رویه های موجود نظری دارند صراحتاً اعلام کنند تا مس فقط در نقش حامی ناظر شود و در حال حاضر در انتظار پاسخ مسئولین رفسنجان هستیم، مجمع سهامداران شرکت مس هر ساله بودجه ای را برای ورزش مناطق ذی نفع تصویب کرده… ممکن است ما هم مانند خیلی از افراد به این جمع بندی رسیده باشیم که حضور دو تیم از یک شرکت و در یک استان در رقابت های فوتبال لیگ و دسته یک ایراداتی دارد…  مسئولین تصمیم بگیرند این بودجه خرج باشگاه شود یا ورزش شهر… مدیران هر دو باشگاه کرمان و رفسنجان استعفا داده اند و…»

ادامه مطلب »

طنز : پاسگاه هم پاسگاه پلیس راه رفسنجان

آفرین، احسنت، مرحبا چه فعالیتی، چه زحمت کشانی، حیف که کسی قدر نمی دونه، اصلاً ملاک و معیارها حرف نداره، چرا بقیه یاد نمی گیرن چرا بقیه رتبه را اعلام نمی کنند؟ چرا ظرفیت های شهرستان را در حیطه کار خود اعلام نمی کنند و …

پسرعمو: هی، چیه؟ چرا خودگویی می کنی مش حسین؟ نکنه در عوارض اتوبان آلزایمر قرار گرفتی؟ قرصاتو خوردی؟ و…

مش حسین: پسرعموجان حالم خوبه، خیلی هم خوبه، خیلی خوشحالم، بالاخره آدم از موفقیت های بعضی سازمان ها و نهادهای شهرش خوشحال می شه

پسرعمو: چه موفقیتی؟

ادامه مطلب »

طنز : حرف درمانی مسئولین

یک زبان دارم و دوتا دندان لق         می زنم تا می توانم حرف حق

پسرعموی مش حسین وارد دکه می شود و می بیند مش حسین وسط کاغذ پاره های نشریات نشسته و خودگویی می کند.

مش حسین: بیا، یک مشت حرف ، فقط می گن و میرن، الآن چند سال گذشته و خبری از این قول ها و وعده وعیدها نشده، به کی بگم، چکار کنم، به قول معروف: « از دشمنان برند شکایت به دوستان / چون دوست دشمن است شکایت کجا برم.»

همه یه روز مسئول بودن، بعضی الآن هم هستند ایشالا که همیشه باشند

دلشون خوش باشه، حالا بخوام برم بگم چرا این قول ها را دادید خدا می دونه هر کدومی کدوم گوشه هستند و اگر هم باشند مگر در را وا می کنند فقط پُز می دن که درِ اتاق مسئولین به روی مردم بازه و…

پسر عمو: آهای مش حسین چکار می کنی؟ اینا چیه ؟

ادامه مطلب »