با ترديد تصميم نگيريد و چنانچه تصميم گرفتيد ترديد نکنيد. امروز 1397/08/27

مدیرانی که «دلِ» سوزند نه دلسوز

مدیریت یک علم است و چارچوب مشخص به خود را دارد و دارای گرایش ها و تخصص های گوناگون است و علاقمندان به آن در تخصص مورد علاقه به تحصیل ادامه می دهند یعنی همه اجزاء آن براساس تحقیقات و پژوهش های مختلف بصورت ریز اصول خاصی دارد . از برنامه ریزی ، سازماندهی ، هماهنگی گرفته تا نظارت و … این جنبه ی علمی و نظری مدیریت است، اما وقتی شخصی حتی با تخصصی عالی در علم مدیریت روی صندلی ریاست می نشیند نمی تواند و نباید کتاب های گوناگون مدیریتی را روی میز خود بگذارد و برای هر کار یک قاعده و قانون نوشته شده انتخاب کند، زیرا در کشورهایی که حتی ادعای مدیریت علمی هم دارند باز استثنائات و مواردی هست که حیطه ی تصمیم گیری مدیر در آن محدوده انعطاف پذیر است و مهمترین دلیل آن این است که مدیریت مانند سایر علوم انسانی سر و کارش با انسان است و از آنجا که انسان ها به علت تفاوت های فردی با یکدیگر متفاوتند، می طلبد که رفتارهای گوناگون با آنها وجود داشته باشد که در اینجا منظور نحوه ی برخورد مدیر هم با همکاران و هم ارباب رجوع می باشد که مدیر باید از ظرافت های خاص در برخورد با افراد متفاوت استفاده نماید.

از طرف دیگر مدیر موفق علاوه بر آنچه گفته شد باید انگیزه ی لازم را داشته باشد و دلسوز باشد ( منظور از مدیریت در تمامی سطوح می باشد ) البته قصد مطرح کردن عوامل مؤثر بر موفقیت مدیر نیست که خود مجالی دیگر می طلبد و آنچه اینجا مطرح می شود «دلسوز» بودن است و با تمام وجود احساس کند کاری که انجام می دهد نفع آن به همه و خود او بر می گردد و اگر چنین باشد باید با سعه ی صدر با دیگران برخورد کند ، بیندیشد و با مشورت تصمیمات دقیقی بگیرد، مواردی یافت می شود که وقتی ارباب رجوعی از ملاقات یک مدیر و یا تقاضای انجام کارش بر می گردد از نحوه برخورد و یا انجام نشده کارش گلایه مند است و این دلسوزی را نه تنها در مدیر مربوطه ندیده بلکه «دلِ» سوزی دیده است، البته بحث از انجام کار غیرقانونی از مدیر اینجا مطرح نیست بلکه اولاً : برخورد مناسب و «گوش دادن» به حرف مخاطب و مشکل ایشان می تواند دیدگاه آن شخص را نسبت به مدیر عوض کند ثانیاً : در بسیاری قوانین هم می توان تبصره هایی پیدا کرد و جهت حل مشکل آن شخص، راهنمایی لازم را انجام داد ثالثاً: درست است که «قاطعیت در نه گفتن» را از ویژگی های افراد موفق می دانند اما همین «نه» را می توان با لبخند و برخورد مناسب گفت

بد نیست مدیران یک نگاهی به ادارات خود بیندازند و میزان رضایت همکاران و ارباب رجوع را رصد کنند و به میزان محبوبیت و موفقیت خود پی ببرند. قطعاً اگر میزان رضایت بیشتر باشد همکاران هم با انگیزه و توان بیشتری کار می کنند و ضرب المثل قدیمی «دست شکسته کار می کند. اما دل شکسته کار نمی کند» مصداق پیدا می کند، بد نیست این واقعیت را هم متذکر شوم که در سازمان ها ( اعم از دولتی و خصوصی ) حجم بالای کار و وجود کمبودهای مختلف شاید عرصه را بر بعضی مدیران در برخورد مناسب تنگ کنند اما در این زمینه هیچ توجیهی قابل پذیرش نیست زیرا همانطور که مدیران انتظار برخورد مناسب را از دیگران دارند، دیگران هم چنین توقعی دارند زیرا باید باور داشته باشیم که پست و مقام چند صباحی در دست مدیر است و آنچه می ماند نتیجه و کارکرد آن شخص است و به قول حضرت علی ( ع ) «… دیر یا زود باید گذاشت و گذشت»

حسین تقوی رشیدی زاده

یک پاسخ به “مدیرانی که «دلِ» سوزند نه دلسوز”

یک نظر بگذارید

آمار بازديد
افراد آنلاين : 5
تعداد مطالب : 344
بازديد امروز : 183
بازديد ديروز : 824
بازديد هفته : 3117
بازديد ماه : 7402
بازديد کل : 330378