با ترديد تصميم نگيريد و چنانچه تصميم گرفتيد ترديد نکنيد. امروز 1398/03/30

بحران بیکاری در رفسنجان

بیکاری یکی از آسیب های اجتماعی مهم می باشد که پیامدهای مختلفی به دنبال دارد ( همانطور که خود علل گوناگونی دارد ) این روزها آمارها حاکی از آن می باشد که به مرز بحران رسیده است و چنانچه چاره ای اندیشیده نشود پیامدهای آن مشکل آفرین می باشند، هفته گذشته خبری از قول وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی روی خبرگزاری ها قرار گفت که قابل تأمل بود، « ساعتی ۳۰۰ نفر بیکار می شوند»  یک حساب ساده از گفته های وزیر عمق فاجعه و بحران بیکاری را در کشور نشان می دهد اگر به گفته او، هر دقیقه ۵ نفر در کشور در جستجوی شغل باشند هر ساعت ۳۰۰ نفر، هر روز ۷۲۰۰ نفر، هر هفته ۵۰۴۰۰ نفر و هر ماه ۲۱۶ هزار نفر و خلاصه هر سال دو هزار و ۵۹۲ متقاضی ورود به بازار کار کشور خواهیم داشت و از طرفی عده ای جذب و عده ای بیکار و درمقابل عده دیگری از شاغلین نیز بنا به دلایل متعدد از کار بیکار می شوند، هر چند یکی از مشکلات کشور ما نداشتن آمار واقعی در زمینه های مختلف است و تا وقتی آمار دقیق نداشته باشیم قطعاً برنامه ریزی جهت رفع مشکل نمی توانیم داشته باشیم و پدیده بیکاری هم از این قاعده مستثنی نیست ولی اگر یک نیم نگاهی به همین خبر داشته باشیم مشکلات در چند زمینه قابل طرح می باشند: الف : کسانی که در جستجوی کار هستند و موفق نمی شوند شغلی به دست آورند ب: کسانی که پس از مدتی به علت های گوناگون از کار بیکار می شوند ج : کسانی که مشغول به کار هستند ولی میزان دریافتی آنها تکافوی زندگی معمولی را نمی دهد، در این مطلب اشاره ای هر چند مختصر به بحث اول و دوم که مستقیماً به بیکاری مربوط می شود خواهد شد هر چند بررسی همه ابعاد این پدیده بسیار گسترده تر و قابل بررسی تر خواهد بود.

بیکاری علت بسیاری از مشکلات روحی و روانی و اجتماعی می باشد و یک بیماری مزمنی است که از سال های گذشته برای ما به ارث رسیده است و همیشه با یک مشت آمارهای ساختگی و واهی وضعیت را مطلوب جلوه داده اند و اگر قدری واقع بینانه نگاهی به اطراف خود داشته باشیم به این مسئله و تعداد بیکاران بهتر پی می بریم و این فقط بحث کسانی است که شغلی ندارند و درآمدی ندارند و اگر بیکاری پنهان و بیکاری فصلی را به آن اضافه کنیم که بحث جداگانه ای می طلبد، یک روی سکه آن است که بیکاری بحث کلی و کشوری است و راه حل آن هم باید کشوری و از بالا به پایین باشد روی دیگر سکه بحث رفسنجان و شهر طلایی سبز می باشد که صدای آواز آن از دور خوش است، البته واقعیتی که وجود دارد این است که این شهرستان پتانسیل های زیادی دارد که می توان از آنها در جهت اشتغال زایی استفاده کرد ولی متأسفانه از گذشته تا به امروز یا عزمی برای آن وجود نداشته و یا متولیان امر نمی دانسته اند که باید چکار کرد، آنچه مشخص است شهری با این ویژگی ها دارای تعداد زیادی بیکار می باشد که به امید فردایی بهتر روزگار می گذرانند هفته قبل نماینده رفسنجان آمار بیکاران را ۱۵ هزار نفر اعلام نمود که قطعاً بیشتر می باشد ولی اگر همین ۱۵ هزار نفر را ملاک قرار دهیم و با این فرض که هر فرد بیکار در خانواده ای با میانگین ۴ نفر زندگی می کنند می توان گفت ۶۰ هزار نفر از شهروندان رفسنجان مستقیم و غیرمستقیم درگیر معضل بیکاری می باشند و سخت تر آنکه اکثر این بیکاران تحصیل کرده می باشند چه سخت است خانواده هایی که با هزینه های گزاف هزینه تحصیل فرزند خود را پرداخته و آن جوان با چه مشکلاتی تحصیلات عالیه را به پایان رسانده و حالا به علت عدم برنامه ریزی و ناتوان بودن مدیران مجبورند سفره نشین خانواده باشند، شاید اگر پتانسیل های مختلف در رفسنجان نبود این مطالب هم نوشته نمی شد ولی آنچه که جای خالی آن حس می شود داشتن برنامه و استفاده از کارشناسان جهت اشتغال زایی این عزیزان می باشد حال که دیگر باید جوانان عطای استخدام را به لقایش ببخشند و خبری از استخدام دولتی نیست و یا بسیار ناچیز است مسئولین باید زمینه ایجاد شغل را فراهم نمایند آنچه تا به امروز از سالیان گذشته گفته شده در حد شعار بوده و اگر در گوشه ای کارخانه ای و زمینه ای برای شغل ایجاد شده است بسیار محدود بوده است قطعاً مسئولین شهرستان و کسانی که در سطح استان دستی در بدن دارند باید با فراهم سازی زیر ساخت ها و البته کارهای فوری و جهادی به بهبود وضعیت کمک کنند. الآن چند مدیرکل رفسنجانی بر مسند نشسته و در داخل شهرستان هم پتانسیل های کارشناسی وجود دارند که نیاز دارند جلسات و تصمیماتی که توسط چند نفر و به صورت محدود گرفته می شود دامنه وسیع تر داشته باشد، زمینه توسعه دو عامل می باشد ۱ – اعتماد ۲ – نظم، آیا توانسته ایم این زمینه ها را در عمل فراهم کنیم قطعاً می توان ازپیامدهای این بحران در رفسنجان کاست البته نیاز به کار و تلاش دارد که باید از توانایی های داخل و خارج شهرستان بهره برد و به فکر جوانان عزیزی بود که مشکل بیکاری زندگی حال و آینده آنها را تحت تأثیر قرار داده است اگر آنها را نیز فرزند خود بدانیم قطعاً تلاشی مضاعف خواهیم داشت، به راستی چند درصد از فرزندان مسئولین از بیکاری رنج می برند؟

یک نظر بگذارید

آمار بازديد
افراد آنلاين : 2
تعداد مطالب : 372
بازديد امروز : 111
بازديد ديروز : 269
بازديد هفته : 979
بازديد ماه : 3610
بازديد کل : 403767