درصد کمی از انسانها نود سال زندگی می کنند، ما بقی یک سال را نود بار تکرار می کنند. امروز 1397/04/29

به بهانه دومین سالگرد هجرت دکتر انصاری

دکتر انصاری

«یک عالم عشق خفته در خاک»

دو سال از هجـرت بی بازگشت بـزرگ  مردی می گذرد که  فقدانش در عرصـه علمی شهرستـان و استان مشهود می باشد او که نه تنها در عرصه علمی، بلکه مدیریت، سیاست و اخلاق نیز الگو بود، گاهی با خود می اندیشم که ای کاش با چنین افراد بزرگی هیچ آشنایی به وجود نمی آمد تا هنگام رفتن آنها اینقدر سخت نگذرد، قدری عمیق تر که به موضوع فکر می کنم و عقل و منطق را جایگزین افکار احساسی می کنم به این نتیجه می رسم  همان چند صباحی که در کنار آنها روزگار گذراندم خود نعمت بزرگی بود که از سجایای اخلاقی آنان بهره مند شوم و نحوه خدمت، فروتنی و … را بیاموزم، امید که بتوانیم در خدمت به جامعه قدری از آن را به کار بندیم.

  برای دکتر انصاری گفتن و نوشتن سخت است مرا از او یادگارها و یادبودهای پسندیده بسیار است اما دریغ دارم که بیان نارسایم یارای وصف کردن آن همه نیست و نمی توان حق مطلب را ادا کرد ولی مگر می توان در سالگرد هجرانش باشی و حداقل یادی از او نکنی: سعدی آن نیست که در خورد تو گوید سخنی  آنچه در وُسع خود اندر دهن آمد گفتم سال ها بود که با نام و قیافه دکتر انصاری آشنا و گهگاهی در مجلسی و محفلی همنشین بودم اما در دوران فرمانداری ایشان حضور در جلسات اداری موجب آشنایی و شناخت بیشتر ایشان گردید و سپس ارتباطی دوستانه و نزدیکتر، و در هر همنشینی از کلامش و رفتارش چیزی می آموختم و حتی بعد از دوران مسئولیت فرمانداری، هرازگاهی به بهانه ای در دانشگاه ولی عصر(عج) با او همنشین می شدم. همنشینی با کسی که سال ها مسئولیت کار اجرایی داشت و کوهی از تجربه را با خود یدک می کشید، موقعیت مغتنمی بود که سعی می کردم از دستش ندهم، دیگرانی که ایشان را نیز می شناسند معتقدند که بسان: « درخت هر چه ُپر بارتر …» بی تکلف بود و فروتن، شیرین سخن و دوست داشتنی …

اما، مشیت الهی چنین رقم خورد که دچار بیماری شود، حتی شنیدن این خبر نیز باور کردنی نبود و همین خبر نیز حتی بهانه ای شد که به دیدنش بروم درب اتاق محل کارش، در دانشگاه ولی عصر (عج) را زدم صدایی نشنیدم، داخل رفتم روی صندلی و پشت میز در حال نماز و راز و نیاز با خدای خود بود لحظاتی نشستم و باب گفتگوئی، هر چند تکیده گی چهره اش نشان از بیماری اش داشت اما هیچ سخنی در این خصوص نگفتم همچنان بسان گذشته خوشرو لب به سخن گشود و از هر دری سخنی.

آخرین بار در فرودگاه کرمان آن مرد اخلاق را دیدم، حالی و احوالی و …

سرانجام تقدیر الهی چنان رقم خورد که در جوار رحمت الهی آرام گیرد و دیگران در ماتم روزگار بگذرانند و نام و یاد نیکویش باقی بماند، اری براستی مرد نیکو نام که هرگز نخواهد مُرد …

« … مُرده آن است که نامش به نکویی نبرند »

یک پاسخ به “به بهانه دومین سالگرد هجرت دکتر انصاری”

یک نظر بگذارید

آمار بازديد
افراد آنلاين : 1
تعداد مطالب : 285
بازديد امروز : 52
بازديد ديروز : 469
بازديد هفته : 1744
بازديد ماه : 6794
بازديد کل : 274230