درصد کمی از انسانها نود سال زندگی می کنند، ما بقی یک سال را نود بار تکرار می کنند. امروز 1397/04/29

دخالت والدین در ازدواج فرزندان

ازدواج مهمترین مرحله در زندگی هر شخص و انتخاب همسر مناسب اصلی ترین تصمیم فرد می باشد، این انتخاب در گذشته توسط دیگران انجام می شد و چه بسا که زوجین تا هنگام عقد همدیگر را نمی دیدند، اما در زمان فعلی خود جوانان هستند که اگر نگوئیم انتخاب، می توان گفت که تصمیم گیرنده اصلی هستند. امروزه، از یک طرف والدین با توجه به تجربه معتقدند : (چیزی که پیر در خشت خام می بیند جوان در آینه هم نمی بینند) یعنی تصمیم آنها برخاسته از سبک و سنگین کردن همه جانبه این ازدواج می باشد و همه جوانب را می سنجند، اما فرزندان معتقدند که انتخاب خود را انجام داده و چون به سن بلوغ رسیده اند دوست ندارند که دیگران برای آنها تصمیم بگیرند  و دخالت و نظر دادن والدین را نوعی (کاسه داغ تر از آش) بودن تلقی می کنند و معتقدند خودشان به شناخت کافی رسیده اند و می توانند (گلیم خود را از آب بیرون بکشند) در انتخاب هایی که توسط خود جوانان انجام می شود دخالت والدین فقط در سر سفره عقد خلاصه می شود که عروس خانم هنگام مجوز دادن عقد می گوید : با اجازه بزرگترها، بله.

 به هر صورت آنچه که در این نوشتار به آن اشاره ای می شود این است که آیا والدین باید در ازدواج فرزندان دخالت کنند؟ و این میزان دخالت در چه حد باید باشد؟ متخصصین روانشناسی و جامعه شناسی معتقدند که میزان دخالت والدین به موقعیت والدین و سن و میزان بلوغ فرزندان بستگی دارد. اگر سن فرزند پایین باشد لازم است والدین دقت و دخالت بیشتری داشته باشند و در صورت نیاز مخالفت جدی داشته باشند، چون در اکثر موارد تصمیم گیری در مورد ازدواج تحت تأثیر احساسات گذرا می باشد و چندان اعتبار ندارد و به احتمال زیاد می تواند اشتباه باشد. البته در این خصوص که مخاطرات ازدواج در سن پایین بسیار بیشتر از ازدواج در سن بالا است استثنائاتی هم وجود دارد و فقط می توان گفت در موارد بسیار اندک شناخت همسران از یکدیگر در سن پایین صحیح می باشد. در سن پایین بیشتر افراد تحت تأثیر خودرائی و احساسات هستند که با زندگی مشترک منافات دارد. احتمال موفقیت ازدواج هایی که به دنبال دوستی های خیابانی و پافشاری و ایستادگی در مقابل خانواده انجام می شود بسیار پایین است در اکثر موارد عشق این افراد به سرعت عادی می شود، پس والدین نباید به پا فشاری و اصرار آنها اهمیت بدهند چون این موج گذرا به سرعت فروکش می کند.

اگر سن فرزندان بالاست، والدین باید کمتر دخالت کنند، بعد از سن ۲۴ و ۲۵ سالگی معمولا فرد به بلوغ فکری می رسد بخصوص اگر فرزند از نظر شخصیتی معقول باشد و احساساتی نباشد والدین باید بیشتر به او اعتماد کنند، با این حال اگر والدین خود افراد موفقی باشند و تشخیص بدهند که انتخاب فرزندشان اشتباه است می توانند دخالت کنند، در این خصوص چه فرزندان و چه والدین باید ابعاد همه جانبه را بسنجند و براساس تناسب و هماهنگی شخصیتی، نزدیکی ارزشهای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و …. را در نظر داشته باشند. اهمیت دخالت والدین در امر ازدواج فرزندان و دلیل توجه کردن فرزندان به نظرات منطقی والدین به این علت است که طبق آمار ۲۵ درصد ازدواج ها در تهران به طلاق می انجامد و این وضعیت در شهرهای بزرگ هم تفاوت چندانی ندارد و علاوه بر آن ۳۰ تا ۴۰ درصد ازدواج هایی هم که پا بر جا می مانند دچار مشکل های جدی هستند. پس به طور کلی در هر ازدواج احتمال ۶۰ درصد مشکل و شکست وجود دارد پس باید والدین دقت بیشتری داشته باشند و جوانان را در امر ازدواج حتی المقدور رها نکنند، پشتیبانی، هدایت، رهبری و کمک، وظیفه والدین است و جوانان هم باید بدانند که پایداری عشق احساسی ۲ سال است و بعد از آن جوانان کم سنی که با پا فشاری ازدواج کرده اند به مشکل بر می خورند و ناهنجاری هایی در زندگی شان پیش می آید، البته والدین هم باید در این انتخاب دید و نظری منطقی داشته باشند و به علت مسائل و موضوعات کوچک و جزیی مخالفت خود را  ابراز نکنند بلکه جامع نگر و منطقی، برخورد کنند. هر چند که می دانیم والدین همیشه خیر و صلاح فرزندان را می خواهند و براساس عشق و محبت به فرزند در صدد انتخاب و تأیید همسر برای فرزندشان می باشد اما این به معنای آن نیست که والدین هم اشتباه نمی کنند در نهایت باید گفت والدین و فرزندان باید با عاقلانه تصمیم گرفتن زمینه شروع یک زندگی موفق را برای فرزندانشان در آینده  رقم زنند.

۲پاسخ به “دخالت والدین در ازدواج فرزندان”

  • قوهستانی:

    با سلام
    استاد مطالب این ستون جالب بود ولی به نظرم اگر جزییات و نحوه دخالت و حدود دخالت والدین مشخص شود منظور شما کامل بیان میشود
    خدا قوت

  • زهرا صبوری فرد:

    با سلاموتشکر از لطف شما.
    بنده هیات علمی دانشگاه هستم.این مشکل برای من هم پیش اومده. خانواده پسر مخالف هستن و مادر خیلی زیاد دخالت میکنه و بهانه هایی مثل نزدیکی سن مو وپسرشون نداشتن تجصیلات انشگاهی پدرمادر من و اختلاف فرهنگی را بهانه میکنه در صورتیکه همه بچه های خانواده ما تحصیلات دانشگاهی دارند و اصالت خانوادگی ما زبانزد هست.
    من استاد دانشگاه و ایشون هم در شرف هیات علمی شدن هست هرو ۳۳ ساله که ایشون ۶ ماه از من بزرگتره.

    ایشون نمیخاد به پدر مادرش بی احترامی بشه و منتظریم راضی بشن اما الان ۹ ماه گذشته و همچنان مخالفن. البته پدرشون موافقه ولی مادر داره اونومخالف میکنه. پدر استاد دانشگاه و مادر لیسانس و خانه دار هستش.
    واقعا نیاز به راهنمایی داریم برای این مخالفت سرسخت مادرش . دیگه خسته شدیم.

    دکتر ز- ص.

    با سپاس

یک نظر بگذارید

آمار بازديد
افراد آنلاين : 1
تعداد مطالب : 285
بازديد امروز : 52
بازديد ديروز : 469
بازديد هفته : 1744
بازديد ماه : 6794
بازديد کل : 274230