زنده بودن را به بیداری بگذرانیم، که سالها به اجبار خواهیم خفت. امروز 1398/01/28

راهکارهای حل مشکلات آموزش وپرورش استان کرمان

مریم کلانتر (برگرفته از کانال جامعه شناسی علامه)

دانستن مشکلات آموزش و پرورش عام است برای مردمی که هر روز بر جغرافیای استان پهناور کرمان پای می گذارند، نه دانستن بلکه درک و حس آن با گوشت و پوست خود امری ملموس ، مکرر و بهره مند از عینیت است و توده مردم، معلمین، مدیران و دانش آموزان بر مصائب آن آگاهند بدان مبتلا و بر قبض و بسط آن عامل و عامد هستند، مشکلات و رنج های بنیادی و کهنه شده ای مانند : کمبودها، بعضا کم کاری ها ، انگیزه پایین و عدم توجه به برانگیختن انگیزه توسط متولیان امر، و روزمره بودن کارها، نداشتن برنامه مدون و ده ها عنوان خردو کلان که بیان آن ضرورت ندارد و در مقابل حرف ها، قول ها وبرنامه هایی که از بنیانی چندان علمی و اساسی بهره نبرده اند و بعضاً حلال مقطعی می باشند، ارایه چنین راهکارهایی مثال همان  شخصی است که در حال حفر چاه بود، شخصی از او می پرسد خاکهای آن را چکار  می کنی؟ پاسخ می شنود چاهی دیگر حفر می کنم و خاک ها را در آن میریزم و این سیکل معیوب ادامه پیدا می کند، اما نکته مهم اینکه چرا این شیوه عمل می شود.؟

متأسفانه بسیاری از شعارها،  کلمات ، اصطلاحات جهت رفع مشکلات آنقدر تکرار شده اند که جز دلزدگی، تمسخر، عدم اعتماد و … واکنشی در بر نداشته اند.

بد نیست بدانیم  در تاریخ بشریت عصری بنام عصر خرد وجود داشت که سپری شدن آن برای مردمان روزگارش گویا مرتبه ای از جبر بود. عصر گفتگو، عصر فلسفه، سخن، حرف و کلام، تکرار و تلقین و…   سعدی می گوید:

 ” مرا در نظامیه ادرار بود      /    شب و روز تلقین و تکرار بود”

عصر خرد لازمه تحول و تغییربشریت و گام نهادن از ذهنیت محض به عینیت، مشاهده، تحقیق و پژوهش و در مشخصه ای بنام علم و علم گرایی بود و امروزه نیز متأسفانه ذهنیت و نظرات فردی و فردگرایی و تصمیمات این چنینی دست از دامان آموزش و پرورش خصوصا در استان کرمان ( نه همه جا و همه موارد)   بر نداشته اند، امروز دنیا به سمت شیوه های علمی، مشاهده  دقیق و درک مشکلات به صورتی عمیق، ریشه ای  و تحقیق و پژوهش برای یافتن پاسخی مناسب رفته است و نتیجه گرفته است . مشکلات آموزش و پرورش در جها ن امروز و ایران امروز عناوین مشابهی دارد اما دستیابی به راه حل از هر جغرافیا تا جغرافیایی دیگر متفاوت می باشد و با مقایسه ای با استان مجاور (یزد) تفاوت مشاهده می شود. خلاصه قبل از هر چیز باید پذیرفت دانش آموزان و معلمین موفقیت هایی داشته  و دارند ولی سوال اساسی این است که نقش آموزش و پرورش در این موفقیت ها چقدر است و تلاش خودشان چقدر؟ علاوه بر آن باید دانست  و به آن ایمان داشت که مشکلات را هر چند نتوان کاملاً برطرف کرد، اما در کاهش آنها می توان اقدام کرد و لازمه آن استفاده از روش های علمی،  پژوهشی،  تحقیق و استفاده از کسانی است که به این مهم آگاهی دارند و شناخت نقاط قوت و ضعف و سپس برنامه ریزی کارشناسانه  مقدمه آن است،  قبل از هر چیز باید  پذیرفت خرد جمعی و علم امروزه جایگزین نظرات شخصی و همه فن حریف بودن یک فرد دارد،  شیوه های سنتی را باید کنار گذاشته و علمی بیندیشیم و عمل کنیم و در پایان از آنجا که در اوایل این نوشته اشاره ای به ایجاد انگیزه شد به عنوان مثال ذکر این نکته خالی از لطف نیست : یکی از قدمهای اساسی و علمی آموزش و پرورش راه اندازی دانشگاه فرهنگیان بود ولی در ادامه کار در خصوص تقسیم و تعیین محل خدمت بعضی از این عزیزانی که با شور و شوق و علاقه دانشگاه فرهنگیان را انتخاب کرده اند اتفاقاتی افتاد که انگیزه را در آنان کمرنگ کرد و بعضا شکایت ها یی به دیوان عدالت اداری شد که طبق گفته بعضی از این عزیزان حکم به نفع آنان صادر و در این میان به گفته ولی یکی از این فارغ التحصیلان بازاری برای یکی از وکلا درست شده است و اگر این روند درست و بقیه هم ادامه دهند باید نشست و  نظاره گر پیامد آن بود که کاهش انگیزه از اثرات مهم آن خواهد بود  و اینجا است که هنوز نهادینه بودن شیوه سنتی تصمیمات  را نظاره گر هستیم که انشاءا…در آینده به بحث فارغ التحصیلان این دانشگاه  بطور مفصل خواهم پرداخت. والسلام

یک نظر بگذارید

آمار بازديد
افراد آنلاين : 3
تعداد مطالب : 372
بازديد امروز : 130
بازديد ديروز : 116
بازديد هفته : 374
بازديد ماه : 3263
بازديد کل : 389919