برای دستیابی به موفقیت : 1- بیشتر از دیگران بدان. 2- بیشتر از دیگران کار کن. 3- کمتر از دیگران توقع داشته باش. امروز 1397/07/04

نوشته های با برچسب ‘رحمت الله صدیق سروستانی’

صدیقی که رحمت بود

(بیاد زنده یاد دکتر رحمت الله صدیق سروستانی)

درست چند سال قبل بود که ، دانشگاه پیام نور برای اولین بار ، به طور فراگیر برای مقطع دکتری ، دانشجو می پذیرفت و آن زمان من ، که سودای دکتر شدن به سرم زده بود ، ثبت نام کردم ! کلاسها پنجشنبه ها و جمعه ها در مرکز تهران بود ، اولین جلسه درسی به نام ” روش تحقیق کیفی ” عصر پنجشنبه ساعت ۱۴ تشکیل می شد، منتظر استاد بودیم ! مردی با موهایی یکی در میان سیاه و سفید ، پیراهنی نیمه آستین و کفش هایی طبی ، با جمله ی ” سلام بر شما ” پشت میز قرار گرفت و خود را ” رحمت ا… صدیق سروستانی معرفی کرد ! دلیل نام خود را ، بارش خوبی که در سال تولدش در سروستان باریده بود عنوان کرد ، که مردم معتقد بودند ، این بارش ” رحمت الهی ” بوده است ، و به همین دلیل نام رحمت الله را بر وی نهاده اند شیوه بیان ، مثال های روز ، شوخ طبعی ، دانش فراوانش ، مرا مجذوب خویش می کرد و به جرات میتوانم بگویم ، بعضی از هفته ها فقط برای همین کلاس ، فاصله ی رفسنجان تا تهران را می پیمودم ، آری به پایان آمده بود آن کلاس اما ، حکایت همچنان باقی ! روزی به دانشکده علوم اجتماعی تهران رفتم و حدودا ساعت سه بعدازظهر ، جلوی درب اتاقش بودم ! در حال صحبت با چند دانشجو بود ، نگاهی انداخت و گفت : امرتان؟ گفتم : از شهرستان آمدم و می خواهم با شما صحبت کنم پس از چند دقیقه کنارش نشستم و او بزرگوارانه برایم چای آورد ، سیب و پرتقالی از کیفش داخل بشقابی گذاشت و با هم خوردیم و از هر دری سخنی، این ارتباط بوسیله تلفن برقرار ماند و بارها برای آمدن به رفسنجان دعوتش کردم ! سرانجام اواخر سال ۸۹ زنگ زد و پس از احوالپرسی گفت :” می خواهیم ایام عیدی روی سرت خراب شویم “.

خوشحالم کرد، چند روزی به نوروز مانده بود و ساعت حدودا سه بعد از ظهر ! خواستم زنگ بزنم و روز و ساعت حرکت را دقیق بپرسم ، ولی یک مرتبه به خود آمدم که ، این ساعت در حال استراحت می باشد و به رسم ما شهرستانی ها احتمالا خواب هستند ! نیم ساعت بعد زنگ زد وقتی علت زنگ نزدنم را گفتم، با این گفته ایشان مواجه شدم :” ای آقا من چهل ساله که نخوابیدم، الان بخوابم “؟.

صبح اول فروردین ۱۳۹۰ در فرودگاه کرمان به استقبال ایشان رفتم و یک هفته میزبان بودم، یک هفته همنشینی و همراهی بسیار برای مان ارزشمند بود ! شبها تا دیر وقت پای صحبت ایشان می گذشت و هر چه صبح زود بیدار می شدم ، در حال تصحیح برگه بود و اینجا بود که ، به معنی جمله ی ” چهل سال نخوابیدن ( البته کم خوابیدن) پی بردم “، واقعا برایم جای سوال بود که اینقدر معلومات مختلف در چه ذهنی و چگونه جای گرفته است ولی رتبه اول ریاضی کشوری بود، ساعات زیاد مطالعه، تحقیق و…. پاسخی برای سوالاتم بود… رفتارش در زندگی فردی و اجتماعی برایم الگو شد، یک هفته مثل باد گذشت، روز رفتن فرا رسید و هنگام خداحافظی غمی عجیب بر جانم نشست و گریه بر گونه هایم جاری گشت ! مدتی بعد شبی در تهران در منزل ایشان بودم و باز هم چند باری همدیگر را ملاقات کردیم و همین روال ادامه داشت !

ایام گذشت…

اردیبهشت ۹۲ پیام دکتر ملکی بزرگوار مرا از هجرتش مطلع کرد… خود را به مجلس ختم وی در دانشکده رساندم همه بودند و او نبود، زمان گذشت و می گذرد ولی یاد و نامش مانده است، رحمت واسعه الهی نصیب روح بلند رحمت ا… صدیق سروستانی باد

( امروز هفتم اردیبهشت سالروز رفتنش به یادش و برایش فاتحه ای قرائت میکنیم)

همراهان گرامی سلام.

از آنجا که در صدد تهیه مجموعه ای می باشیم که فرهیختگان رفسنجانی مقیم در رفسنجان، شهرها  و کشورهای دیگر در رشته ها و زمینه های مختلف ( علمی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، هنری، ادبی، کارافرینی و…)  را جمع آوری و بعدا چند جلد کتاب چاپ نماییم، لذا دست نیاز ما به سوی شماست که آنان را به ما معرفی نمایید و از خود بزرگواران هم خواهشمندیم رزومه خود را برای ما ارسال نمایند ضمنا از آنجا که در صدد جمع آوری مجموعه کامل فرهنگ رفسنجان هم هستیم لذا تقاضا میشود داستانها، ضرب المثل، آداب و رسوم و….. را نیز برایمان بفرستید. سپاس فراوان.

آدرس تلگرام : rafsanjaniha_Salam@

آمار بازديد
افراد آنلاين : 4
تعداد مطالب : 321
بازديد امروز : 301
بازديد ديروز : 403
بازديد هفته : 1251
بازديد ماه : 10191
بازديد کل : 304839